روز عشق   

روز عشق

دلم را ورق می زنم

به دنبال نامی که گم شد.

در اوراق زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی

به دنبال نامی که من ...

- منِ شعرهایم که من هست و من نیست -

به دنبال نامی که تو ...

- توی آشنا - ناشناس تمام غزلها -

به دنبال نامی که او ...

به دنبال اویی که کو ؟

 

پ.ن: روز عشق ... توان دوست داشتن و دوست داشته شدن مبارک.

لینک
پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦ - سیب گندیده

   بوی نا   

سیب گندیده

< یکسال گذشت >

مثل آگهی فوت می مونه،

یادآور مرگ ، مرگ یک انسان ، یک احساس ،

و یک سیب!

< یکسال گذشت >

مدتی یه ، لکه های قهوه ای رنگی روی صورتم افتاده  که روز بروز داره بزرگتر میشه.

هر چقدر هم که بزرگتر میشه ، جاش نرم و نرمتر میشه ، اینقدر نرم که به مغز استخونم رسیده.

فضای زندگیم تنگه. تنگ و سرد. یه اتاق کوچیک یه نفره که فقط یک ششم هواش مال منه!

یک ششم هوا برای نفس کشیدن ، یک ششم جا برای خوابیدن ،

یک ششم از هر چیزی که میتونه متعلق به من باشه!

نباید بلند بخندم .... یک ششم شادی برای خندیدن،

بهتره بلند گریه نکنم .... اگه هست ، با صدای فقط یک ششم!

و تو این خفقان ، <سیب گلاب> ، بوی نا  گرفت.

گندید.

 

پ.ن: وقتی اومدم گفتم میخوام مستقل باشم.... به یاد ندارم گفته باشم < فراموشم کنید >!!!

 

پ.ن: آزاده و حامد جان تولدتون مبارک

 

۲۱/۱۱/۸۶

لینک
یکشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٦ - سیب گندیده