عاشقی و شاعری یا همون "تولدم مبارک" !   

 

آپدیت که زورکی نمیشه!

خب ..... باید بگم که ، ........... بازم متولد شدم!زبان

مثل 28 تا 4 آبان قبل .... تولدم مبارکهورا به بزرگیِ خودتون ببخشید! عددی که نشدیم فقط شدیم اَنگ...... بیب .....بیب.... ساکت اجتماع.(بدلیل اینکه افراد کمتر از 5 سال - مثه شما- به این وبلاگ سر میزنن مسائل امنیتی رو حفظ میکنیم!)گاوچران

یادمه اولین باری که " مثلاً " عاشق شدم ، کلی واسه خودم شاعر بودم! اما الان که " تو " بغلرو دارم حیف که از شاعری من خبری نیست!ناراحت این یعنی چی؟! سوال........ معنی و مفهوم آن اینست کهیول .............. درواقع بی مفهوم استمژهو هرچیزی دوره ای داردچشمک

واسه هدیه ی تولد اِمسالم از خدا نه شکلاتو پاستیل میخوام ، نه عروسک، نه کفش پاشنه تَختَخی! ........ نه پیرهن آستین پُفی میخوام نه موهای بلند که تا پشت کمرم بریزه و دیگه مجبور نباشم رومیزیِ بافتِ مامانو که لَختو خوشگله و مثه مو میمونه با سنجاق بذارم رو سرم !

 

 

از خدا فقط "تو" رو میخوام تا همیشه کنار من و آرزوی بزرگ من بمونی.

 

 

 

پ.ن: ولی کودک درونم هنوز شکلاتو پاستیل میخواد!خجالتو دلش واسه اینجا تنگ شده.قلب

 

لینک
دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸ - سیب گندیده