" کاش میدونستی چقدربرام مهمه ، که............ "

" کاش میدونستی چقدربرام مهمه ، که از من راضی باشی "

 

دوباره ماه رمضون شروع شد و به آخر رسید و تو گیر دادی که :

...  چرا نماز نمیخونی؟! روزه نمیگیری؟!

گفتم : هرکس راهی رو در پیش میگیره که راحت تر خدا رو درک کنه. این راه من نیست. در ثانی من هنوز درکش نکردم.

گفتی : دیگه چی!! استغفرا ... !! چطور قبلا که نماز میخوندی ، اینونمی گفتی؟؟ ... نماز که نمی خونی ، نور و برکت از این خونه میره.

گفتم : فرض کن ، کتاب خداشناسی رو از آخر به اول خوندم! تو خودت نور و برکت خونه ای. در ثانی من که دیگه بچه نیستم، نور و برکت به این چیزا نیست. چند تاآدم دوروبرت نشون بدم که نمازو روزه ی بی ارزش دارن که هیچکدوم قضا نمیشه!! تو فقط انسان خوبی باش. اگه خدای خوبی هم باشه ، به همین راضیه.

...

ساکت شدی.

بغلت کردمو گفتم : " مامان، از من راضی هستی؟ "

گفتی : من چیکاره ام! خدا ازت راضی باشه.

گفتم : نگفتم خدا ...... اون مهم نیست ....... مهم تویی که از من راضی باشی.

 

" کاش میدونستی چقدربرام مهمه ، که ................... "

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
تارا

سلام خونه قشنگی داری... ساده و زیبا می نویسی خوشحال می شم به خونه من بیای

روشنک

خدایا آنان را ببخش چوننمیدانند چه میکنند.....(کتاب مقدس)

آزاده (هنر دستی)

سلام دویت جونم. خوبی؟ چرا کم پیدایی؟ چرا ااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟!!!! دیگه نمیای فرهنگسرا؟ حتما سرت خیلی شلوغه.![سوال] پ2 تا پست اخیرتو تازه خوندم. کم نیار دوستم [چشمک] اگه بیای ببینمت خیلی خوشحال میشم. بخوای حتما وقت پیدا میکنی . راستی دیدی دیگه ایندفه خصوصی نذاشتم [نیشخند] خوش باشی [گل]

محدثــه

آخه آدم به این سن و سال اینقدر چرمنگ که هنوز خدا رو درک نکرده باشه!! اینو خود دانی... اما من اینو می دونم که هم تو انسان خوبی هستی و هم اون خدای خوبیه [لبخند]

ققنوس

مامان..... اوووووووووووف..... چرا یهو دلم خواست گریه کنم؟؟؟؟ نمی دونم!!!!